حجتالاسلام والمسلمین علی شریعتپناه؛ استاد و پژوهشگر حوزه علمیه، در نشست علمی «کلام اجتماعی در منظومه فکری رهبری با محوریت کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی»، به طرح این پرسش پرداخت که «کلام اجتماعی» چه محوری دارد و چه رویکردی را دنبال میکند و تاریخ پیدایش این اصطلاح به چه زمانی بازمیگردد؟ گفت: اگر به مباحث کلامی و تاریخ علم کلام مراجعه کنیم، میبینیم که این رویکرد تقریباً معاصر محسوب میشود؛ هرچند چه بسا ریشههایی در گذشته داشته باشد، اما نگاه غالب و عمدهای که شکل گرفته، در همین چند قرن اخیر اتفاق افتاده است.
وی افزود: کلام اجتماعی در واقع رویکردی بود که دینداران یا جامعه دینی در مواجهه با شبهات و در برابر دیدگاههای رقیب، شکل دادند. کلام به معنای دقیقتر به معنای «دفاع» است؛ در واقع، رویکرد کلام از دیرباز در هر دینی چه مسیحیت، چه یهودیت و چه اسلام بر این بوده است که وظیفه دفاعی یا به اصطلاح «مرزبانی» و صیانت از اصول دین را بر عهده داشته باشد. بنابراین، اگر دینی بخواهد در برابر دیدگاههای رقیب پاسخگو باشد و جامعیت نسبی خود را حفظ کند، ناگزیر است که به تولید ادبیات، استدلالها و مبانی جدید بپردازد.
شریعتپناه با بیان اینکه این نگاه زمانی شدت یافت که برای مثال، کلیسا در حوزههای فیزیک، ریاضی، نجوم، هیئت و تمامی مسائل، متکلم وحده بود و تمام مباحث را مدیریت میکرد، اظهار کرد: اما برای حفظ این جایگاه، متوجه شدند که دیدگاههای رقیب دستبردار نیستند؛ حتی اگر فردی دیندار باشد، در منظومه فکری خود این دغدغه را دارد که دین تا چه اندازه میتواند به مسائل او پاسخ دهد. در برههای که کلیسا با دانشهای روز مواجه شد، ادبیاتی تولید شد که میتوان پیدایش «کلام اجتماعی» را با آن مرتبط دانست.
این پژوهشگر با اشاره به عوامل تحول کلام اسلامی، افزود: در قرائت بومی، اسلامی و شیعی ما، یکی از عوامل اصلی این بود که متکلم، رویکردی اجتماعی پیدا کرد. به این معنا که متکلم از دغدغه اولیه خود که صرفاً پاسخ به سوالات مخاطب در حوزه اصول، معارض و مباحث اعتقادی بود فاصله گرفت و بحثهای خود را توسعه داد. ما این رویکرد را در کتابهای معاصر خود نیز میبینیم؛ برای مثال، آثار شهید مطهری یک نمونه بسیار عینی در این زمینه است یا آثار کلامی آیتالله العظمی سبحانی.
وی با اشاره به اهمیت علم کلام در نظر رهبر شهید، گفت: اگر دانش کلام بخواهد تنها در کتابخانهها باقی بماند و امتداد اجتماعی نداشته باشد، از نگاه رهبری شهید مورد مذمت قرار میگیرد. ایشان در این باره گلایه میکنند که اگر در محیط حوزه گفته شود که «تغییر سخت است» یا «دسترسی نداریم»، درست نیست.
دوری از ساختار معارف اسلامی
وی ادامه داد: ایشان در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن فرموده است: متأسفانه در زمینه ساختار معارف اسلامی از قرآن دور افتادهایم و سرگرم سلسلهای از پندارهای عامیانه و سستی شدهایم که در پوچی و بیبنیادی، از هر پوچی پوچتر است. ایشان اشاره میکنند که باورهای رایج، توام با خرافات و پندارهای باطل است؛ باورهایی که ظاهری فریبنده اما باطنی پوچ دارند و در برابر موجهای مادیگرایی تاب و توانی نداشتند. در مقابل، برخی دیگر سرگرم استدلالات خشک، بیروح، بیاثر و بیمفهومی شدهاند که هیچ «مسئولیتزایی» و عملی از آنها حاصل نمیشود.
شریعتپناه اظهار کرد: ایشان تأکید دارند موضوع این است که برخی بحثهای فلسفی و کلامی درباره توحید، هرچند از نظر علمی درست بودهاند، اما در تشکیل و ایجاد یک «جامعه توحیدی» بیاثر بودهاند. اگر درباره مسئلهای مربوط به زندگی، صد سال بحث شود اما پس از یک قرن هیچ اثری در زندگی نگذارد، این یعنی بحثها بهصورت خشک و مجرد، و فارغ از ارتباط با دنیای واقعیت و خارجی صورت گرفته است. اینجاست که مفهوم «کلام اجتماعی» جلوه میکند.
وی افزود: از منظر رهبری شهید اگر به قرآن بازگردیم و توحید را از آن بخواهیم، میبینیم که قرآن ابعاد، رویهها و ارکان این بنای توحید را در صدها آیه با بهترین بیان و رساترین شیوهها بیان کرده است؛ آنگاه معلوم میشود زندگی توحیدی و انسان موحد کیست. این دیدگاه، حاصل ۳۵ سال اندیشه و تجربه رهبری است البته اگر به ادبیات حوزه نگاه کنید، میبینید که رسیدن به چنین رویکردی نیاز به زمان دارد، اما ایشان این مبنا را شکل داده و مصادیق آن را بیان کردهاند که نشاندهنده نبوغ و شخصیت خاص ایشان است.
ادبیات کلامی انبیاء در تبلیغ
مدرس و پژوهشگر حوزه علمیه به فراز دیگری از مطالب ایشان اشاره و تأکید کرد: رهبری شهید در مورد ادبیات انبیاء در برخورد با مردم بیان میکنند که انبیاء هرگز «مغلقگویی» نکردند و اصطلاحات پیچیده فلسفی را به مردم تحمیل نکردند و اهل فلسفهبافی نبودند؛ بلکه صاف، راست و صریح سخن میگفتند. این معیار به ما میگوید که آیا کلام فعلی ما در مسیر درست حرکت میکند یا خیر.
وی با بیان اینکه کلمه «اجتماعی» ۱۹۷ بار در «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» تکرار شده است و این نشان میدهد که رویکرد ایشان کاملاً اجتماعی است، گفت: این کتاب چهار بخش دارد: ایمان، توحید، نبوت و ولایت. در بخش اول که مربوط به «ایمان و انسان اجتماعی» است، رهبری شیوه ورود خاصی دارد. ایشان در توضیح هر واژه، سه مرحله را طی میکنند: ابتدا «معنای عرفی» واژه را بیان میکنند تا ببینند مردم چه برداشتی دارند؛ سپس خطاها را برطرف کرده و آن را به «معنای دقیق» تبدیل میکنند و در مرحله سوم، «ظهور و بروز اجتماعی» آن لغت را توضیح میدهند. این متد، نمونه بارز کلام اجتماعی است.
شریعتپناه اضافه کرد: برای مثال در بحث «تقوا»، ابتدا آن را با «رهبانیت مسیحی» مقایسه میکنند تا این معنای عرفی که تقوا یعنی گوشهگیری را اصلاح کنند. سپس معنای دقیق آن را به عنوان محافظت و تجهیز برای مقابله با آسیب و گناه بیان کرده و در نهایت اثر اجتماعیاش را مطرح میکنند و میفرمایند متقی کسی است که غریق را از آب بیرون میکشد.
وی با تأکید بر اینکه کار رهبری، تفسیر اجتماعی کردن آیات و ایجاد امتداد اجتماعی برای آنهاست، تصریح کرد : مثلاً در صفحه ۵۳ کتاب، بحث تفاوت «ایمان» و «باور ذهنی» مطرح شده است. ایمان صرفاً این نیست که در ذهن شهادت بدهیم یا زبانی اقرار کنیم؛ بلکه ایمان واقعی زمانی است که با زندگی اختلاط پیدا کند و در جامعه جاری شود. ایشان تأکید میکنند که قرآن «کتاب رمز» نیست، بلکه کتابی است که باید به قصد فهمیدن خوانده شود تا منجر به افزون شدن و نیرومند شدن ایمان شود. کسانی که قرآن را حداقلی میبینند و فقط برای ثواب یا نورانیت میخوانند، نمیتوانند از کاربردی بودن آن استفاده کنند.
مدرس حوزه علمیه بیان کرد: در صفحه ۴۳ کتاب، هم نوآوریهای خاصی دیده میشود. رهبری حتی در شیوه سخنرانیهایشان، برای مستمعانی که میخواستند همزمان مطالعه کنند، برگههایی دستنویس تهیه میکردند که خلاصه بحث و نکات مهم در آن بود تا مخاطب همزمان با شنیدن، مطالعه و خلاصهبرداری کند. این خوشسلیقگی نشاندهنده اهمیت دادن به ابزارهای آموزشی و تبلیغی در نگاه اجتماعی ایشان است.
رابطه ایمان و عمل در نظر رهبری شهید
وی افزود: در صفحه ۵۶، بحث رابطه ایمان و عمل مطرح شده است. ایشان حدیثی از جناب بلال نقل میکنند و میفرمایند کسی که نماز را با حضور قلب، خضوع و ادراک بخواند، تمام مشکلاتش آسان میشود. اشاره میکنند که رسول خدا (ص) در هنگام بحرانها به بلال میگفتند: «ای بلال، ما را آسوده کن). این یعنی ایمانی که در زندگی متجلی شود. فرد مؤمن در برابر گرفتاریها و غصههای زندگی، تفاوتی با غیرمؤمن دارد؛ او با نماز واقعی، بار مشکلات را به خدا میسپارد و آرام میگیرد.
شریعتپناه با بیان اینکه در بخش دوم کتاب، بحث «توحید و نفی حاکمیتهای رقیب» مطرح است، اظهار کرد: از نگاه ایشان، توحید در اینجا صرفاً یک گزاره فلسفی نیست. بلکه توحید نیز در زندگی انسان همین نقش را دارد؛ کیفیت توحید شما مستقیماً بر کیفیت متن زندگیتان اثرگذار است.در صفحه ۱۴۹، بحث «حاکمیت مطلق خدا» را مطرح میکنند و میفرمایند توحید عالم را به دو صفحه تقسیم میکند: صفحه خدا و صفحه موجودات. در صفه موجودات، همه ذرات عالم در یک حد هستند و هیچ امتیازی وجود ندارد و وقتی این تقسیم را بپذیریم، رابطه خالق و مخلوق را درست درک میکنیم.
استاد حوزه علمیه بیان کرد: اگر مبانی درست نباشد و امور صرفاً بر اساس سلیقه، وجاهت یا تمکن مالی افراد شکل بگیرد، ساختارها فرو میریزند؛ و این نگاه در بحث جامعهشناسی بسیار اثرگذار است. قرآن کریم با نگاهی به دور از افراط و تفریط، به ما میآموزد که چه ثمرات اخلاقی از این حقایق حاصل میشود. در واقع، اگر کسی با این بینش به مسائل بنگرد، دیگر جایی برای تکبر، بخل، حسد و تمامی رذایل اخلاقی باقی نمیماند.
وی در پایان تأکید کرد: علامه طباطبایی در این زمینه اشاره بسیار زیبایی کردهاند؛ ایشان معتقدند یکی از معجزات رسول خدا(ص) و قرآن کریم، همان «تربیت توحیدی» است و حال باید پرسید کدام کتاب کلامی تاکنون چنین کاربردی داشته است؟ کلام اجتماعی باید به گونهای باشد که حتی ارزشمندترین و والاترین انسانها، یعنی رسول خدا(ص)، را در مقام بندگی و عبودیت در برابر خدا معرفی کند.




نظر شما